2777
2789
عنوان

هوم

30 بازدید | 0 پست

او دیگر زیاد جدی نمی‌گرفت.

نه زندگی را، نه آدم‌ها را، نه حتی خودش را.

مثل کسی بود که از پشت پرده‌ای چرک و ضخیم

به دنیا نگاه می‌کرد:

صداها گَنگ، تصویرها تار، معناها پوچ.

آدم‌ها دهان می‌جنباندند، لبخند می‌زدند،

می‌آمدند، می‌رفتند،

و او فقط فکر می‌کرد چقدر همه‌چیز بی‌اهمیت است.

هیچ‌کس را دشمن نمی‌دانست، هیچ‌کس را دوست هم نداشت.

حرف‌ها برایش سبک شده بودند،

قول‌ها بی‌وزن و نگاه‌ها خالی.

...She broke, she bled and she bloomed ناشناس https://abzarek.ir/service-p/msg/2284523

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز