من سر یه موضوع مسخره که اقا چرا به من توجه نمیکنی همش کار تلویزیون خواب هر چقدر ارایش میکنم لباس های زیبا و باز میپوشم توجه نمیکنی فقط منو بره جنسی میبینی و فقط رابطه جنسی منو میخوای
خیلی بهش گفتم یک ساعت بهش گفتم دیدم بلند شد دو تا عربده کشید گفت خفه شد من راستشو بخوایید ترسیدم گفتم نمیشم خودت خفه شد دیدم اومد سمت من ما مشتش کوبید تو پهلوم الان پلوم حس میکنم دنده هاش شکسته مگه میشه ۲ روز فقط درد اول اومدم دفاع کردم اولین مشت رو خورد به انگشتام انگشت هام هم خیلی درد میکنه بعد هم فحش داد و لباسشو پشید رفت بیرون
زنگ زدم پدر شوهرم که داستان اینجوری اون برگشت خونه رفته بود سوپر دیدم گوشیش زنگ خورد پدر شوهرم بود پدر شوهرم گفت تو غلط کردی و فلان شوهرم هم هر چی از دهنش در اومد گفت بعد صداش کلفته ادم میترسه به پدرش گفت تو زندگی من دخالت نکن ۱۰ دیگه هم بخوام میزنم به هچ کی ربط نداره
الان دیروز وسایلمو گرفتم اومدم خونه بابام که شنباه کردم شوهرای دیگه میان دنبالشون این که اصلا نمیاد بهم واتساپ پیام داد گفت فکر کردی بری اونجا چیزی بهتر میشه یا من میام نازتو نیکشم گفت با پای خودت رفتی با پای خودت برگرد بر نگشتی هم همونجا باش نیستی خونه اروم تره همین پیلمشو سین نکردم از بالای گوشی دیدم
الان مامانم منو کشته میگه چرا نمیاد دنبالت پدرم عصبانی