صب از خواب بیدار میشم مادرم هی تیکه بارم میکنه تا دادمو در بیاره ظهر با روحیه داغون میرم سرکار حالا با گیر دادن های بیخود تو توضیح دادنای اضافی و شوخی های بی موردش
امشب ی مشتزی بهم گفت از کی اینجایی منم گفتم دو هفته صابکارم خندید گفت دروغ نگوهاااا چرا دروغ میگی ازیکم اینجایی بعد هی میختدید منم نیکفتم نه دو هفتس دیگه بعد جواب نمیداد
هی خواستم موقعیت گیر بیارم بهش بگم نشد
شوخی های بی مورد یا مثلا خودش ی کاری میکنه بعد من میکنم میکه نکن تو
از سرکارم میام خونه بازم دادو فریادددد شبم با جشای خیس میخوابم