2777
2789
عنوان

معجزه زندگیتون چی بوده

| مشاهده متن کامل بحث + 258 بازدید | 22 پست

همینکه ا نوزادیزنده موندم تا الان خودش بزرگترین معجزه هست

هشت ماهه بدنیا اومدم دکترا گفتن میمیره نمردم

تو بچگی تو پشت بوم چرخ و فلک میزدم ا شیروانی بالا میرفتم میرفتم زیرگذر و خیلی کارهای خطرناک دیگه یکبارم که مردم کلا 😂😂😂

الانم پسرم از منم شلوغ و شیطونتره پدرمو دراورده بلاهایی که سرش اومد قابل توصیف نیست


❤❤خدایا شکر که هوامو داری یکم بیشترتر هوامو داشته باش بتونم مغز و روان و قلبم رو سروسامان بدم❤❤اگه نظرات ما با شما فرق داره چون اثر انگشت ما با شما متفاوته ؛  پس قرار نیست بخاطر عقایدی که آسیبی به همدیگه نمیرسونه باهم جنگ و جدل و بحث کنیم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

از صفر شروع کردن زندگی خودم عشقم که عزیزترین کسم که مادرم بهم گفت به دوماه نکشیده طلاق میگیری و الان همه منو همسرم رو کردن الگو و برای مثال های خوبشون مارو به زبون میارن و همه دوستدارن باهامون ارتباط داشته باشند و نصیحت بزرگترها با اسم منو همسرم بچهام شروع میشه

خیلی جاها بوده خیلی وقتا بوده به مو رسیده پاره نشده خیلی هوامو داشت و داره خدا با اینکه در حال حاضر غمگینم اما به گذشته نگاه میکنم همش یکی به دادم رسیده یکیش اینکه دندونام نامرتب بود و خیلی چهره ام رو ناجور کرده بود و فکرشم نمیکردم درست بشه اما خداروشکر پولش جور شد و ارتودنسی کردم

خیلی دیدم من ممنونم اهل بیتم وشکرگذار خدا هستم

نابارور بودم وعیب ازمن و دوا ودرمون وجراحی دوبار ولی باردار نشدم ،هشت سال شد، تااینکه یه شب گفتن باید برای پسرمون زن بگیریم ومن از ته دل مضطر شدم و متوسل به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام ، عکسشو داشتم پاره کروم😭

انقدر درد دل کردم تا خوابم گرفتم ،روعکس خوابیدم 

یه اقااومد گفت بشارت داری ،سه روز ،روزه بگیر وپنج روز صبرکن بعد ازمایش بده ، باراداری و پسره اسمشو بزار محمد ،بامخالف مادرخدابیامرزم  روزمو گرفتم وروز هشتم تست زدم مثبت بود ،ازمایش مثبت ، والان سه کودک دارم ،خدایاشکرت 

البته چندباراینجا تعریف کردم 

حسین جانم 🌺

شغلم به نظرم معجزه بود که با آدمها و موقعیت ها و تخصص آشنا شدم و روند خوبی بود.‌.

ازدواجمم در  ناباوری بود و خانواده همسرم ناراضی بودند ...

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی... چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی...  یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود... آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود😍 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  19 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  18 ساعت پیش