2777
2789

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

پولدارن خوب زندگی لاکچری دارن فامیل زندگیشون لاکچری اخلاق رفتار کع بستگی به ذات طرف داره ، ولی من رفتار بازاری جماعت به بقیه اقشار ترجیح می دم همشون خوش اخلاق و جنتلمنن 🥺

یکی میشناسم خیلی خوبن جفتشون اصلا زوج دوست داشتنی و خوش اخلاقی هستن خانومه انقد از طلا بدش میاد 😂بهش میگم من جات بودم خودمو با طلا خفه میکردم ولی این بزور حلقه ازدواج میندازه اخی یادشون افتادم 

یکی میشناسم خیلی خوبن جفتشون اصلا زوج دوست داشتنی و خوش اخلاقی هستن خانومه انقد از طلا بدش میاد 😂به ...

چون ما سیری ندارم از طلا صرفا هم برا پولشه ولی اون دیگه پول. اهمیتی نداره فک کنم🤣🤣🤣

 مگه عاشق شدن سن و قیافه و اخلاق میشناسه اقا درخواست دوستی نده ریپ نزنه     اگه فک میکنی بچم و با نظرم مخالفی لطفا دهنتو ببند چون فقط نظرتوعه برا من مهم نیس یادبگیریم کودک همسری یعنی ازدواج اجباری لطفا باهرخواستگاری ازدواج نکنید بدون عشق مگه میشه زندگی کرد

بله همسر منم هست والا طور خاصی نیستن مثل بقین    

به او سلام نکردم، نه از بی‌مهری، که از دانستن. دانستن اینکه بعضی پیوندها، حتی اگر با لبخند آغاز شوند، پایانی جز درد ندارند. و ای کاش هیچ وقت نمی‌دانستم که تو آغاز دردی و آغاز پایان تمام من؛ پایان آرزوهای هزار رنگ دخترانه‌ام، پایان تمام زنانگی‌های رخنه کرده در وجودم. و من می‌دانستم که با آغاز تو، پایان خود را آغاز می‌کنم. و من رهایی از بند آغوشت را برگزیدم، که باز هم پایانی جز به آغوش کشیدن خاکستر آرزوهایم نداشت. و امروز در امتداد درد رها کردنت، به خود می‌پیچم. و این کم‌ترین بهایی است که تلاقی نگاه‌هایمان بهم داشت. و من ناگزیرم که بپذیرم، تو برای من در عظمت یک رویا باقی خواهی ماند. این درد آمیخته به عشق و حسرت، آخرین مرثیه‌ای بود که تو برای من باقی گذاشتی. و ما از آغاز وارثان درد بودیم و سال‌هاست که محکومیم به تحمل... تو زیباترین حزن من بودی. عزیزترین زخمم بودی.و اینکه با افعال گذشته از تو یاد می‌کنم، غم‌انگیزترین شکل انقراض است که برگزیده‌ام. یاد تو هنوز در قلبم زنده است، اما سایه‌ات بر زندگی‌ام سنگینی می‌کند. هر لحظه‌ای که بدون تو می‌گذرد، حسرتی عمیق در دل من می‌افزاید. تو به من آموختی که چگونه عاشق باشم و چگونه درد را احساس کنم. در یاد تو، لبخندها و اشک‌هایم گره خورده‌اند و هر خاطره‌ای از تو را به عنوان یک نشانه از عشق و فقدان می‌نگرم.و بزرگ‌ترین آموخته‌ام در این مبارزه نابرابر این بود که غم، بهایی است که برای عشق می‌پردازیم. و دردناک‌ترین قسمت آن این بود که هیچ وقت ندانستی دلم با ماندن بود؛ راه، اما راهِ رفتن... و تو نمیدانی چه رنجی‌ست، کشاندنِ تنِ خسته‌ای که خواهانِ ماندن بود.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز