۲۵ سالمه
تو سن رشد که بودم کم غذا بودم ریز و قد کوتاه موندم جوری که الان اعتماد بنفسم اومده پایین هر چی پسر کوتوله اس میاد خواستگاریم
همه هم سنام رفتن کلاس زبان + برای کنکور خوب خوندن الان همه شون کاره ای شدن به جز من
پول ندارم موقعیت اجتماعی ندارم تو اجتماع نیستم که با پسری آشنا بشم هر چی خواستگار دارم سنتی و کارگره که آه در بساط نداره
رفتم ۴ سال عمرمو ریختم پای یه رشته بدون کنکور دانشگاه آزاد که مدرکش به هیچ دردم نمی خوره( استخدامی هم رد شدم)
لک و پیس ( ویتیلیگو) دارم دوست ندارم ازدواج کنم شوهرم بخاطرش طلاقم بده یا بچم مثل خودم مریض باشه( مامانمم داره ارثیه)
اما خانواده نفهمم اینو نمی فهمن و لک و پیس منو از خواستگارام قایم میکنن فقط میخوان شر منو از سرشون کم کنن
با اینکه وضع مالی بابام عالیه
خودمم که به خواستگار میگم بابام و مامانم دعوام میکنن
خسته شدم از زندگی من از خدامه بمیرم اینهمه آدم روزانه می میرن چی میشه منم یکی از اونا باشم😭😭😭😭