2777
2789

ما با نامزدم نزدیک یه سال دوست بودیم

اولین باری که باهم رفتیم بیرون بعد چهار ماه دوستی بود

اولین باری که حضوری همو دیدیم با زنداییم هماهنگ کردیم

مامانم میدونستا باهم در ارتباطیم ولی ترسیدم بگم اجازه نده هم اینکه خجالت کشیدم

نامزدمم اطلاع داشت

ولی روز بعدش به مادرم گفتم به نامزدمم گفتم نمیتونم همچین چیزیو از خانوادم مخصوصا مادرم مخفی کنم

اینجوری شدکه بعد اون هرسری که میخوایم بریمبیرون فقط مادرم در جریان میزارم چون بابام طرز فکرش فرق داره و مخالفه این چیزاس 

فقط دوسه بارش و از بابام اجازه گرفتم اینم چون میدونستم اجازه میده بهش گفتم(این چند بارو با خانواده نامزدم قرار بود بریم بیرون)

الان بنظر شما من کار اشتباهی میکنم🥺

هربار بیرون رفتنی از مادرم اجازه میگیرم و به بابامم میگم میرم خونه دوست و آشنا

چون مطمئنم اجازه نمیده بفهمه

احساس میکنم نامزدم فکر اشتباهی راجبم میکنه 


استارتر جانم و عزیزان همه دلیلم از اومدن به سایت و تلاش برای کمک ب بقیه تاپیک یکی مونده به آخر مه که بقیه بیان و دعام کنن و برام صلوات بفرستن ممنون میشم اگه یه سر بیاین تاپیکم

الهی عاقبت بخیری همنشین همیشگی تون باشه 

التماس دعای خیر💕

 لطفا برای سلامتی وتعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وبه احترام سرداردلها یک صلوات بفرستید و لطفا برای سلامتی بچم هم صلوات بفرست  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چه فکر اشتباهی عزیزم، مگه از بزرگتر اجازه گرفتن بده؟

بد نیست

ولی اگه بفهمن و اجازه ندن

بیرون رفتن برا من سخت میشه

از اونجایی ک خانواده سختگیری دادم)بخصوص پدرم

خب به نامزدت نگو فقط با مامانت هماهنگ کردی

 کاش میدونستم آخرین‌ غروبه، شهرمون جنگه خیابونا شلوغه، دستت تو دستم می دویدیم تو کوچه که ازم گرفتنت با یه گلوله...🕊🩶 برای شادی روح خواهران و برادرانم به آسمان با چشمان گریان می خندم.               پاینده باد ایرانِ کورش؛ ایرانِ فَریان ✨️

منم نامزد بودم مامانم میدونست ولی به بابام دروغ می‌گفتیم که من با خواهرم میرم بیرون 

دنبال عیب و ایرادی ؟؟؟ به جای اینکه یه ذره بین دستت بگیری یه آینه دستت بگیر... 

منم نامزد بودم مامانم میدونست ولی به بابام دروغ می‌گفتیم که من با خواهرم میرم بیرون

مجبورا اینکارو میکنم

از این طرفم عذاب وجدان دارم

از اینکه به بابام دروغ میگم

و اینکه نکنه بعدا به روم بیاره نامزدم

یجوری سرکوفت بزنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792