خالم ی سگ پاپی داره این زبون بسته بع طور اتفاقی باردار شده😐💔تو پارکی جایی انگار شیطنت کرده
خلاصه بچه هاش دو سه روز پیش دنیا اومدن ماهم رفتیم ببینیم چه شکلین 🥺
طفلک مث بز میلرزید ک ی وقت بچه هاشو بر نداریم جدا کنیم ازش💔
مادر همیشه مادره
بهش گفتم عسلم قند من میشه نازش کنم اجازه میدی دستمو لیس زد(:
خالم میگه به هیچ غریبه ای چنان اجازه ای نمیده عجیبه ک به تو داده💔
به این فکر میکنم ک چجوری ی سریا خیلی راحت این توله سگارو یا هر حیونیو به راحتی بچشو ازش جدا میکنن!!؟؟
سگشون عقیم نبوده
خیلی بد میلرزید خیلی بد ترسیده بود حیون