از اول مهرماه بره خونه باباش و نیاد خونه چون وقتی میبینمش تنم میلرزه بچه ها با آرامش برن مدرسه اعصاب منو خورد میکنه منم نمیتونم به بچه هام برسم بهم توجه نمیکنه هیچ وقت غمخوارم نیست منم نزدیکش نمیشم دیوونه شده روزها باهام حرف نمیزنه منم دیگه حرف نمیزنم باهاش
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
بهم توجه نمیکنه محبت نمیکنه ایثار و گذشت نداره کمک نمیکنه ارزش نمیده پیش خانواده ش باهام صحبت نمیکن ...
ومنی یا من توام
امروز رفتم دندانپزشکی گفتم منو باماشین ببر دعوام کرد ونبر رفت خونه مادرش .من تنها رفتم وپولی هم بهم نداد که دکتر بهم گفت خانم این دندونا تو دهن شتر که میبود شترو از پا میمداخت
میفهمم چی میگی حال زندگی باهاش نداری ولی بچه داریان شاءالله خدا بهتون آرامش و محبت بدهمن تو اینجور م ...
بخدا دیگه محبتم نمیخوام دوست دارم نباشه و آروم به کارام برسم و بچه ها مو بزرگ کنم سیر شدم ازش بعد زایمان برام خاطرات بد ساخت بعد عروسی همچنین کلا خوردم