2777
2789
اسم اینا رو نمی دونم الکی میگم بالشتک داخلش هم یه شکلات داره روکششم کاکائوعه

من هم از همینا با شیر میخورم. من اینجوریش رو میخورم

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

اینم از همینه ولی با سه طعم مختلف هم درازه عین بالشتک ها نیستش

اونجور درازش رو تا حالا ندیده بودم. 

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

خودت بافتی؟

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

من ده باری خریدم کیلویی ۳۵۰ تومنه ولی نپرسیدم اسمش چیه

کیلویی میفروشن؟ فکر کردم بسته بندیه. از چه جایی میخری، سوپرمارکت یا جای دیگه؟

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

اره ولی پسرم 😎

واقعا پسری و اینقدر طبع لطیف داری؟ 

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

کیلویی میفروشن؟ فکر کردم بسته بندیه. از چه جایی میخری، سوپرمارکت یا جای دیگه؟

سمت ما یه فروشنده هایی هستن از اینا و یه توپک های خوشمزه با هم میارن میفروشن تو مغازه ها ندیدم دستفروشا تو یه بازارچه میفروشن 

رفتم چون هرگز ازم نخواستی بمونم😐💔✨️

سمت ما یه فروشنده هایی هستن از اینا و یه توپک های خوشمزه با هم میارن میفروشن تو مغازه ها ندیدم دستفر ...

اگه منظورت از توپی ایناست، من اینجوری میخرم

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

اگه منظورت از توپی ایناست، من اینجوری میخرم

نه اون پوستش عین پوست فندق سفته و داخلش پر شیره شکلاتی پوستشم شکلات خشکه انگار با طعم ها و رنگهای متنوع بعد عکس میگیرم برات

رفتم چون هرگز ازم نخواستی بمونم😐💔✨️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز