سه سال عقدم همه جوره پاش موندم زگیل تناسلی بهم داد هیچ هزینه نمیداد درست درمون برم دکتر
از اونورم همش کتک و توهین و همشم میگفت تا نری سرکار نمیبرمت سر زندگی
بهش میگفتم چرا باهام خابیذب وقتی میدونستی نمیخای زندگی کنی میگفت پولشو دادم یعنی منو با زنای هرزه یکی کرده بود
چی بگم اینارو میگم قلبم کنده میشه با یادآوریشون
فیلم رابطمون و گرفته بود میگفت میرم جای دور کار کنم دلم تنگ میشه نگاه میکنم بعد بعدها با همون فیلم تهدید میکرد ک به همه میفرستم اگ مهریت و نبخشی نری
اینم بگم سنتی بود ازدواجم من اصلا تو عمرم ندیده بودمش
مادرش بهم میگفت تو با پسرم خوابیدی کثیف شدی
بعد سه سال میگفت من باید مسئولیت تورو قبول کنم میدونی چقد سخته میگفتم پس چرا اصلا زن گرفتی بعد سه سال یادت افتاده
من خیلی زبونم نرم بود بهشون خیلی احترام میذاشتم اشتباه کردم ولی باید سر تا پاشون و قهوه ای میکردم ازم حساب میبردن
الانم مهریم و از چنگم درآورد به بهانه اینکه منو میبره سذ زندگی فقط ۳۰ تا سکه مونده حالام میگ طلاق و ننیخامت
از این دلم میسوزه ک برای من ن عروسی گرفتن ن هزینه ای نه خانم خونه شدم الکی الکی دخترونگیم رفت
حالام میگ میرم بهتر از تو پیدا میکنم
برای اون دختره عروسی میگیرن هزینه میکنن فرمالیته میبرن این وسط منو مثل ی دستمال انداختن دور
مادرشوهرم از عقده دخترش ک داره جدا میشه از آوا چشم دیدنمو نداشت
پدرش و خاهرشم حرف و توهینی نمونده بارم نکرده باشن
چند روز پیش درخواست طلاق داده میگ میخام زن بگیرم
دیگ نمیتونم میخام اونو بگشم بعدم خودمو