اقدام کردم برای گواهینامه
البته قبلا رفته بودم اما دیگه ادامه ندادم بعد یه بار رد شدن توی ازمون عملی
الان دوباره رفتم سراغش
صبح ساعت شیش و نیم با مربی جلسه رانندگی داشتم
هشت رفتم باشگاه تا ده
ده پیاده رفتم یه کم برا خونه خرید کنم شوهرم زنگ زد کجایی بیام دنبالت بریم بیمارستان ملاقات
ینی قلبم اومد تو دهنم که کی چیش شده 🫠
بعدا گفت یکی از فامیلای دوستم(دوستش مال شهر دیگس)داشتن میرفتن سفر نزدیک شهر ما چپ کردن همشون بیمارستان بستری ان بریم یه سر بهشون بزنیم
خلاصه آبمیوه و موز خریدم رفتیم بیمارستان
یه خانومه بود و شوهرش و بچش و مادر شوهر خواهر شوهرش
بهشون گفتم مرخص شدید شوهرم میاد دنبالتون میارتون خونه ما بمونید استراحت کنید بعدا برید
چون بلیط اتوبوس داشتن
خداروشکر ولی خودشون اسیب جدی ندیده بودن
از اونجا اومدم خونه بدو بدو میوه اماده کردم خونه رو مرتب کردم برا ناهار باقالی پلو با مرغ درست کردم شوهرم اوردشون تا الان بودن بعدا رفتن دیگه
ولی خونه ترکیده
کلی ظرف کثیفه
یکی از خانوما بنده خدا به خاطر ضربه خونریزی داشت رو مبل نشست یکم خونی شده
منم خستههه دوست دارم پاشم کارامم بکنم
فردا هم آزمون رانندگی دارم🥲