2777
2789

ازاول بگم.من قبلا دوسال جای خیلی خلوت کارمیکردم توی زایشگاه.یعنی ماهی شایدچهارتا زایمان بقیش تزریقات بود. بعدش کارنبود یکسال توخونه بیکار بودم.ماماییه رشتم.خلاصه بعد ازبیکاری استخدام شرکتی زدن مدارک دادم وقتی رفتم زنان کند بودم و جدید بود همچی تازه داشتم راه میفتادم که همکارا صداشون دراومد که کنده.دو به هم زن و بشدت بی ادبن.هرکی جام میرفت میگفت دو به هم زنن.رفتم زایشگاه بم شیفت زنان هم میداد.من یکی دوبار سه بار به مسئول زایشگاه گفتم فایده نداشت شده پیامامو میخونه جواب نمیده یه روز التماسش کردم گفتم من آزمون دارم خیلی منتظرش بودم فلان روز برام شیفت نزن گفت عمرا.تازه بخش خیلی شلوغ بود و من دوماه حقوق نمیگرفتم چون مدارکمو وقت نمیکردم برم بدم که حقوق بم بدن چون تمام صبحامو شیفت میداد از اونور میرسیدم خونه باید ناهار درست کنم من مجردم و عادت این سختیو یهویی نداشتم. به مافوقش گفتم برام زنان میزنه میگم نمیرم جواب نمیده. مسئول زایشگاه بامن از اولش چپ کرده بود اونروز جلوی همه صداشو برد بالا که برا چی میری به مافوق میگی مگه بچه ای و این شیفت زنان نبوده اورژانس بوده.گفتم من دستمو بوکنم؟ یه روز که دیگه طاقتم طاق شد و دیدم باهمه خوبه جز من یه دفعه پیام اومد از مسئول زایشگاه که سلام خوبی گلم اسمت به دستور مافوق از زایشگاه حذف شد. مشخص بود شاد بود و مشخص بود کار خودشه.زنگ زدم مافوق گفتم کار شما نیست گفت قضاوت نکن تو خودت خواستی نباشی گفتم کی خواستم و چون ساکت شدم؟ چون سرم داد زد؟ روز بعد مسئول زایشگاه پیام داد من سرت داد زدم؟ یعنی کامل انکار میکرد و منت میذاشت  میگفت کع منم که قبولت کردم بیای.(کمتر از یکماه گذاشت بمونم زایشگاه).آخرش گفت خدا میشناستت چه شخصیتی هستی و بااینکارات به جایی نمیرسی و این پیاما رو نشون مافوق بده که فک نکنه افتادم دنبالت و کلی حرفای طعنه دار و بی احترامی

تو را بچین و تو را بو کن🌼🌸🌻🌷🌿🌸

این چه کار بیخودیه

خب وقت کن مدارک ببر حداقل حقوق بگیری🥴

خیال بافیَت بد نیست...خیال کن که خواهی رفت،،،همین که رفتیو مُردَم ،،،تلاش کن که برگردی و در کمالِ خونسردی مرا به خاک بسپاری

عزیزم کاری با لج مافوقت ندارم 

کاری با دعا ها ندارم 

اما شما باید بم ساعت صبح ها بیدار باشید و یک ساعت شب ها دیر بخ‌ابید تا به کارهاتون برسی و بتونید مدارک بدید و از اونور از بعضی کارهای وقت تلف کن بزنید مسبولیت پذیر باشید 

احترام بگذارید احترام میبینید 


بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خلاصه منم کاسه صبرم لبریز شد برام اورژانس زدن رفتم اورژانس.بعد از من به دانشجوها شیفت میداد ولی منو زایشگاه برنگردوندو تو گروه زایشگاه همش میفرستاد بخش عااااالیه بوس به همتون.من تو اورژانس موندم البته شاید یکی دو تا شیفت اورژانسم بقیه تزریقات.چه آمپولایی که دستمو نزد چه شبایی که شلوغ بود و تختا جا نداشت واسه سرم گذاشتن.منی که بلد بودم سرم بزنم انداختنم تزریقات.حرفامو تو دلم نگه داشتم.از طرفی پرستار هم نبودم برای من ماما حتی داروها جدید بود توی اورژانس. دیروز دکتر گفت برگ دستورات پزشک میخوام کشو رو بازکردم نبود. بعد از یه ربع گفت میخوام منم گفتم نبود دکتر. باز کردم دیدم هست.نمیدونم کی گذاشته. یهو دکتر گفت هوشیاریت پایینه. گفتم پایین نیست و بلدم تازه نبود بعدشم من مامام تازه دارم کم کم کارا رو راه میفتم وگرنه این برگارو که میشناسم

تو را بچین و تو را بو کن🌼🌸🌻🌷🌿🌸

عزیزم کاری با لج مافوقت ندارم کاری با دعا ها ندارم اما شما باید بم ساعت صبح ها بیدار باشید و یک ساعت ...

عزیزم نیم ساعت چیه؟ میگم تمام صبحامو شیفت زده

مدارکمو باید شهر دیگه بدم فاصلش یه ساعت و ربعه مسیر

تو را بچین و تو را بو کن🌼🌸🌻🌷🌿🌸

عزیزم نیم ساعت چیه؟ میگم تمام صبحامو شیفت زدهمدارکمو باید شهر دیگه بدم فاصلش یه ساعت و ربعه مسیر

آدم اگه بخواد میتونه یر به یر کنه 

مرخصی ساعتی میتونستید بگیرید 

عزیزم من حسی که از متن شما گرفتم اینکه یکم کند هستی وفرز نیستی و زیادی وقت تلف میکنی و انرژی کمی داری 

و خیلی تحت تاثیر اطرافیانت هستی و زود رفتار و گفتارشان بر مود و انرژی تو تاثیر میزارن

خلاصه منم کاسه صبرم لبریز شد برام اورژانس زدن رفتم اورژانس.بعد از من به دانشجوها شیفت میداد ولی منو ...

در ادامه بگم که دکتر گفت مامایی دیگه بت چیزی نمیگم. رفتم کار مریضو انجام بدم پشت سرم حرف میزد که اره یه ماهه اینجاست. ولی خدایی یه ماه چی؟ همش تزریقات بودم نه خود اورژانس. وسط این بحثا، کسی که باهاش یکساله تو رابطه بودم رو دیدم که وایساده بود داشت نگاه میکرد. این پسر تموم حس و علاقمو خرجش کردم حتی جاهایی که گیر کرد خودم خرج مالیش دادم خودم پشتش وایسادم تو سختیا.ولی کات کرد گذاشت خلوت بشه کارتمو جلوم انداخت و رفت. دیگه از خدا ناامید شدم و کلی التماسش کردم ارامش بم بده داره چی میده بم

تو را بچین و تو را بو کن🌼🌸🌻🌷🌿🌸

آدم اگه بخواد میتونه یر به یر کنه مرخصی ساعتی میتونستید بگیرید عزیزم من حسی که از متن شما گرفتم اینک ...

یه ساعت؟ نمیذارن بعدشم من باید مدرکمو از دانشگاه میوردم 

بعدش جای دیگه میرفتم

خونه هم تنها بودم و باید غذا درست میکردم

تو را بچین و تو را بو کن🌼🌸🌻🌷🌿🌸

در ادامه بگم که دکتر گفت مامایی دیگه بت چیزی نمیگم. رفتم کار مریضو انجام بدم پشت سرم حرف میزد که اره ...

همین دیگه فکر و ذهنت درگیره ،مشغوله 

بخاطر همینه بدنت و علمت و توانایی هات باهم مچ نیستن هر کدوم یک فاز میزنن ،ذهنت رو خالی کن به خودت برس و از همه مهم تر شغل و کارت هست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792