بابام یه فامیل داره
خیلی مهربونه مشهدی هستند ، ببین دیروز بابام زنگ زده بود بهشون جواب نداده بود ده صبح روز تعطیل گفتم شاید خاب باشند ،
امروز زنگ زده بودن به بابام ، بابامو لج کرده جوابشونو نداد
گفتم بابا اون بیچاره از قصد نبود که
خیلی کلا بابام حسوده و تیکه میندازه
شوهر خالم پولداره دوتا شاسی بلند داره
بابام پشتش حرف میزنه ، جلوش همینجور
کلا کسی از خودش بهتر باشه ، خیلی تحویلش نمیگیره
مثلا دوستاش میومدن بابام سنتور بلده ،اونا خواستند بزنه نزد براشون مثلا میگفتند بیا ما ویلا داریم بابام نمبومد
میومد صدا بلند حرف میزد باهاشون