2777
2789

مادرشوهرم جوریه که کلا از دوران نامزدی رو نمیداد زیاد برم شاید هر دوهفته یا ۱ ماه میرفتم خونشون و شبا به زور سه چهار بار موندم و حالا که اونا روستان و ما اومدیم یه شهر نزدیک روستامون زندگی میکنیم هرروز به یه بهونه میاد به شهر و انتظار داره ما بگیم بیا خونمون شوهر منم صبح میره سرکار تا شب سه چهار ساعت پیش همیم شبا اصلا نه تفریح داریم نه تعطیلات اینم خیلی ادم نفهمیه هر روز و شب جاشو‌انداخته تو شهر یا میگه اومدم به خواهرم سر بزنم یا میگه اومدم خرید خب اومدی برو ما چیکارکنیم ؟! اصلا من بدون دعوت جایی نمیرم و انتظارمم همینه حالا بگید چیکار کنم بااین ؟؟؟

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...یادگاری که در این گنبد دوار بماند❤👌🏻

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ی چن روز موقع هایی ک میدونی ممکنه بیاد خودت بزن بیرون از خونه بگو اومدم بازار خرید یا پارک برو با یکی از اعضای خونوادت یا دوستات یا برو محل کار همسرت اگ امکانش هست ب بهونه سر زدن تا اونم برگرده خونش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792