مادرشوهرم جوریه که کلا از دوران نامزدی رو نمیداد زیاد برم شاید هر دوهفته یا ۱ ماه میرفتم خونشون و شبا به زور سه چهار بار موندم و حالا که اونا روستان و ما اومدیم یه شهر نزدیک روستامون زندگی میکنیم هرروز به یه بهونه میاد به شهر و انتظار داره ما بگیم بیا خونمون شوهر منم صبح میره سرکار تا شب سه چهار ساعت پیش همیم شبا اصلا نه تفریح داریم نه تعطیلات اینم خیلی ادم نفهمیه هر روز و شب جاشوانداخته تو شهر یا میگه اومدم به خواهرم سر بزنم یا میگه اومدم خرید خب اومدی برو ما چیکارکنیم ؟! اصلا من بدون دعوت جایی نمیرم و انتظارمم همینه حالا بگید چیکار کنم بااین ؟؟؟