باخانوادم رفتم تفریح ی جایی ک معروف وابم داره خلوت بود تقریبا ن زیاد ظهرم بود اونجا ی پسره خیلی ب چشمم اومد خوشم اومد ازش حالا من بالباس رفتم تواب داشتم اینور اونوری میرفتم شالمم رو سرم بود ننمم فیلمبرداری میکرد ازمون داداشم سرمو میکرد تواب هی بعد من سمتشون بودم یهو تعادلمو از دست دادم رو کمرم افتادم پام رو سنگا لیز میخورد نمیتونستم بلند بشم حالت خابیده تواب بودم هی درمیومدم برمیگشتم صدای اب تودهنم و.. پسره اونور ازخنده ترکیده بود بقیه هم انگار فیلم سینمایی نگا میکردن هعییی