ما تو کوچمون یه پسری هست که به معنای واقعی شر هستش خیلی خیلی خیلی شیطونه
و خیلی هم پر رو یعنی طوریه که بزرگا حریف این نمی شن
همه اش بچه های دیگه رو جمع می کنه داد و بیداد و توپ بازی از ۲ ظهر تا شب
الانم نوه های اون یکی همسایمون هم اضافه شدن بهش دیگه وحشتناک شده ما هم همه خسته این طهران می خوایم استراحت کنیم اینا نمی زارن توپشون رو محکم پرت می کنن می خوره به کرکره تمام کرکرمون می لرزه صدا می ده
دیشب توپشون افتاد تو حیاط ما چنان با مشت و لگد می کوبیدن به در که من تپش قلب گرفته بودم نمی دونم چیکار کنم