شوهرم و خانوادش جونشون به پولشون وصله خسیسن
تو دادگاه نفقه خودشونو زده بودن به نداری...
پدرشوهرم چون یه جای دولتی کارمند سادست میگه من آشنا خیلی دارم دستتون به جایی بند نیست
خداروشکر فعلا تا اینجا به نفع من بوده پرونده
با اینکه میدونن میرن زیر فشار مالی
هیچ تلاشی نکردن منو منصرف کنن حتی مادرش یبار هم جلو نیومده که من احتمال میدم دلشونو خوش کردن به پدره که فکر میکنه هرکاری از دستش برمیاد
درصورتی که یکی از آشناهامون همکارشه ،گفته کسی از پدرشوهرت خوشش نمیاد همش مثل خاله زنکا حرف میبره میاره
خیلی دوست دارم قیافه شون رو ببینم وقتی نفقه یا مهریه میدن