2777
2789
دهنتتتتت سرویس از اون موقع دارم میخندم به اینا وااای🤣🤣🤣🤣🤣🤣فقط آخری

به نظر خودم همون آخری بهتره. پوشیده یه و زیاد باز نیست

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.


داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.


داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

امثال تو دین رو از چشم مردم میندازن

حرام حرامه حلال حلاله از چشم بیافته یا نیافته خواهر من

این ۳تاکتاب و بخونین زندگیتون زیرو رو میشه 

۳دقیقه درقیامت

 شنود

 تقاص 

ظهور آقا امام زمان صلوات بفرستیم همیشه و همیشه و همیشه

به نظر خودم همون آخری بهتره. پوشیده یه و زیاد باز نیست

اون آخریه منم وقتی لباسای شسته شده ی روی بند رو جمع میکنم🤣

ما را از سادگی ترسانده اند.هیچ کس نگفت سادگی هم خوب است ....هیچ کس نگفت ساده که باشی ساده میخندی،ساده شاد میشوی،ساده ذوق میکنی،ساده می بخشی و ساده تر دل می بندی .....همدیگر رایافتن هنرنیست،هنر این است که همدیگر را گم نکنیم....آدمهای ساده بی هیچ دلیلی دوست داشتنی هستند ....سادگی شیک ترین ژست دنیاست....
اون آخریه منم وقتی لباسای شسته شده ی روی بند رو جمع میکنم🤣

😂😂😂😂

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

حرام حرامه حلال حلاله از چشم بیافته یا نیافته خواهر مناین ۳تاکتاب و بخونین زندگیتون زیرو رو میشه ۳دق ...

موضوع تاپیک لباس بود ن آهنگ و غنا ، اولا ک سعی کن راجب موضوع حرف بزن ن ی موضوع بی ربط 

دوم اینکه تا کسی ازت درخواست معرفی کتاب نکرده کتاب معرفی نکن 

سوم اینکه نمی‌خوام زندگیم زیر و رو بشه بکش بیرون

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست                         من امیدم به خدا بعد خداهم به خداست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792