شوهرم گاهی میره من نه چون انگار خوشش نمیاد من برم. گاهیم میریم خب زحمتکشیده و اینا .
ولی کلا نمیدونم تنبلی میکنه چیه فوقش یه چاییه دیگه.الانم چند شبه خواستیم بریم نشد . الان شوهرم زنگ زد برادرشوهرم گوشی برداشت شوهرم که پرسید من فهمیدم همه خونه ان انگار . بعد شوهرم گفت خب ما میایم خونتون ما داریم میایم . اونم گفت با کی میای؟😶گفت با زهرا (یعنی من) میام . بعد برادر شوهرم گفت مامان داره اشاره میکنه که نیاین 😑😑😑( رو ایفون بود تلفن ولی رو ایفون نبود هم خودم هردفعه میدونم جریان چیه ) . شوهرمم قطع که کرد گفت نیستن گفتم خب خودت پاشو برو اصلا چون من گاهی خودشو تنها میفرستم
بازم بیچاره گفت اخه نیستن. 😓خواست من ناراحت نباشم یا جلو من بدنشه
منم گرچند دیگه کاری ندارم همون چایی که ده دقه یه ربع خواستیم اونجا بشینیم خونه خودم میخورم .
اینم میدونم که گاهی هر کسی اماده ممکنه نباشه برای مهمون ولی اینا اینجورین دیگه😪
شما میرید خونه مادرشوهرتون؟ ماچند شبه خواستیم بریم نشده