ما عقدیم
رفتم خونشون ناهار اونجا
بعد عصر مادرش به یکی از برادر شوهرم گفت من رو ببر خونه خاله ات اونم گفت من کار دارم
نامزدم بدون اینکه از من بپرسه گفت آره عصر میریم
منم اونجا اخم کردم و بهش اشاره کردم نمیام
دیگه قهر کردیم و من رفتم ولی شب بحثمون شد
حق با من بوده یا نه