دعوامون شد بهاطر شارژر میگه شارژر من تو خراب کردی
میخاست بزندم هلش دادم شروع کرد فحش دادن
ازش کینه دارم من موقعی ک کلاس دوم بودم بهش گفتم که فلانی منو اذیت کردع برگشت گفت تو دروغگویی واکنش دومش این بود بابات فعلا زندانه اگ بی ابرو مون کردی بگو بیاد سرتو قطع کنه
تهشم رفتم کلی پیام داده دو روزه بهم
میدونه جام خوبه پیش دوستامم چون از این رفتنا زیاد داشتم متتها اینبار خیلی پیگیر شده
میگه تو نجسی چون خودش با بابام دوست بودن بعدش تو عقدش ۵ ماهه حامله بوده منو
به من چه زنیکه خودت حامله شدی
منم بهش پیام دادم گفتم دیگه هیچوقت نمیام داره سکته میکنه
هیچوقت منو دوست نداشت منم گذاشتم رفنم تازه یادش افتاده بچ ه داره