به خدا قسم دروغ ندارم بگم
من همین جوری الکی رفتم تو برنامه دوربین رو به خودم نبود یهویی دیدم یک متن اومد که نمیتونم ببینمت
دوربین رو گرفتم طرف خودم گفتم اسمت چیه ؟ گفت نمیتونم بگویم
گفتم کجایی الان روبه رومی ؟ گفت نه پایین تر
بهش گفتم دوست دارم ببینمت میشه ؟ گفت سوراخ رو نگاه کن ( من نشستم جلوی یک میز عسلی روبه رومه فکر کردم اونجا و میگه با ترس نگاه کردم ولی چیزی ندیدم )
من گفتم میرم نماز بخونم ( به مامانم گفتم ) نمازم تموم شد اومدم طرف موبایل دیدم نوشته رقت انگیز
باز بی محلی کردم گفتم بابا چرته از دهنم در رفت گفتم حالم خیلی بده ( حالت تهوع دارم و سرگجه ..)میدونید چیگفت ؟؟ پرسید چراااا