خسته شدم دیگه
دیر میاد خونه
ظهرا زود میره
در مغازه رو میبنده میره جای رفیقاش
به بهانه هیئت میپیچونه میره پیش رفیقاش
دو روز برم شهرستان رفیقاشو میاره خونه
بخاطر این لاشیا هزارتا دروغ به من میگه
اصلااااااا هم آدمای خوبی نیستن
چیکار کنم
شوهرم ذاتا مرد خوبی بود
افتاد وسط اینا چندساله داره یه کثافت عین خودشون میشه کاری نیست که نکرده باشه
خسته ام امام رضا پدری کن واسم...
آخه تا کی