من از بچگی ب کارما ایمان داشتم بخاطر این خاطره م:
ی بار ی کلاسی میرفتیم تو ی جا مثل مهد بود
بعد من زودتر سر کلاس رفته بودم برای همه بچه ها مرتب صندلی پلاستیکی چیدم ک اومدن بشینن روش. خیلیم بابتش ذوق داشتم.
ی پسر بچهه اومد بهم زد چیدن منو الکی .
بعد همون روز پسره همون جا افتاد و دستش شیکست
و خب خیلی وقتا پیش اومده کارما دادن دیدم یا شنیدم یا حتی خودم کارما دادم