میریم ی مجلسی جایی بخدا من دارم حرفای عادی میزنم از نظر خودم خیلیم مواظبم به اون برنخوره چیزی تهش میاد میگه میفهمم همش به من تیکه میندازی😐
ی نمونش مثلا مادرشوهرم رفته بود کربلا ما خونه جاریم دعوت بودیم داشتیم ظرف میشستیم من بهش گفتم بریم خونه مادرشوهرمون ی وایتکس اینا بزنیم چند روز نبوده شاید خونه کثیف شده وقتی بیاد مهمون میاد زشته بعدا بهم میگه تو منظورت این یوده که من وایتکس نزدم به خونم😐
بخدا میترسم دیگه باهاش حرف بزنم