شوهرمم ادم نرمالی نیست دلم خوش باشه تا آخر هست از این جو گیراست ک یهو قهر کنه لج کنه بره
همشم تهدیدم میکنه .
که کاراتو ادامه بده میبینی تهش چیکار میکنم
یعنی نمیشه بهش ردی هیچی اعتماد کرد
خانوادمم چون ازدواج دومم بوده خیلی گفتن تا دوسه سال بچه نیاری تا طرف رو بشناسی الانم حامله ام ۵ ماهمه هنوز جرعت نکردم بگم ب حانوادم شوهرمم میگم خودت جمع کن قضیه رو من دیگه با این حال بارداری حوصله سرکوفت اونا رو ندارم اوسکل میگه به خانواده ات نگو بعد ۵ ۶ ماه دنیا اومد بگو .اخه مگه میشه
گفتم خانوادم ماهی یه بار رو دیگه باهاشون روبرو میشم خر نیستن نفهمن ک میگه لباس گشاد بپوش نفهمن همشم نگرانم صیغه ۵۰ ساله کردیم ک چند سال بگذره الان سر ی دعوا برداشته همه مدارک ازدواجو برده میترسم خانوادمم بی خبر باشن از بچه من فردا روز دنیا تومد ورداره بره چون خیلی کله شق و روانیه