قضیه از اونجایی شروع میشه که ما تو فامیل همه دختر هستیم و یدونه تک پسر داریم و همیشه ایشون تو جمع های دخترونه بودن و با ما انس گرفتن
قبل از اینکه بزرگ بشیم پیش هم راحت بودیم و... ولی از یه سنی به بعد یه رفتارهایی از ایشون دیدم که به خانواده گفتم و اونها هم گفتمان تو سن بلوغه فاصله بگیر و...
(مثلا یه بار داشتیم فیلم نگاه میکردیم من از این شکلات خارجیا و چیپس ها رو دیدم و گفتم دوست دارم یبار هم شده امتحان کنم دفعه ی بعدش دیدم پول تو جیبیاشو جمع کرده برام خریده یا به بهانه های مختلف بهم زنگ میزد و اگه تو جمعی حاضر نمیشدم بهونه میآورد که برم دنبالش و بعضیا گریه میکرد
🥲)
خلاصه از اونموقع ازش فاصله گرفتم
ولی احساس میکنم خیلی تو جمع منزوی شده حس میکنم کسی تحویلش نمیگیره و افسرده شده
نمیدونم چکار کنم از یه ور میگم شاید رفتار من اشتباه بوده که یهویی انقدر سرد شدم و من شاید اشتباه متوجه شدم اینم بگم واقعااا مثل برادرم دوسش دارم و نمیخوام ناراحتیش ببینم