2777
2789
عنوان

یه شب شاد نخوابیدم به لطف شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 822 بازدید | 52 پست
منم . مردها سریع فراموش میکنن ولی من باآرامبخش خوابم میبره

من نه همیشه استرس دارم نمیتونم این جوری تحمل کنم کاش دنیا یه شکل دیگه میشد من میتونستم با بچه هام از زندان این فرارکنم.اون فراموش کن برا من دردجاش میمونه

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

شما روان شناسید میتونم صحبت کنم

سلام عزیزدلم

 ن عزیزم من خودم در جایگاه روانشناس و مشاوره دادن نمی‌بینم ولی اگه فک میکنی تجربه هام میتونه ب دردت بخوره  حتما ... 

ویک دفعه کمتراز قبل اهمیت دادم .من به حرف ها .رفتارها.آمدن ها و رفتن ها.کمتراهمیت دادم .من حتی دیگر به اینکه اهمیت نمیدهم هم اهمیت ندادم💁.و سپس رها شدم و فصل تازه ای درمن شروع شد ..من حالا زندگی کردن را یادگرفته ام ..💎برای یک زندگی  ِخوب نبایدبه هیچ چیز و هیچکس وابسته شد !!! وابستگی فقط" درد"  دارد ...آدم  وابسته ! جایگاه "و ارزش" و شخصیتش "یادش میرود...! آدم وابسته : با دستان خودش" تحقیر" میشود....وابسته ک باشی محدود میشوی !!!  یبار دیگه داستان زندگیت و مرور کن🌐 خیلی جاها واقعا نمی ارزید ...🌼  اون همه ناراحتی .. اون همه عقب افتادن ..اون همه حرص خوردن ..اون همه اشک ریختن... از این به بعد یادبگیر  کمتر خودتو و روح و روانت و اذیت کنی ...! (من زیبایی و توی عمیق ترین دردها پیداکردم..)💚 

چیکارکنم کربشم پیش این

شوهرخاله منم همینطوریه حرف حرف خودشه چشمش فقط خودشو میبینه برای خودش همچی مجازه ولی خالم همش میذاشت تو خونه،یه مدت بعدش رابطشون بهتر شد وقتی ازش پرسیدم گفت دیگه باهاش کل کل نکردم هرچی میگفت بهش اهمیت نمیدادم یه باشه الکی میگفتم کار خودمو میکردم اینجوری اخلاقاش بهتر شد درگیری هم نداشتن

خلاصه ک چشام دنیاییه                                                                                       

10 ساله اوایل این طوری نبود بچه ها دنیا اومدن ورق برگشت

مال من از اول همین بود سادیسم داره خوذشم قبول داره میخواد اعضاب منو بهم بریزه بعد بخوابه عاشق اینکاره منم اعصابم بهم نمیزیزه دیگه اون میگه من میخندم خودش عضبی میشه

من نه همیشه استرس دارم نمیتونم این جوری تحمل کنم کاش دنیا یه شکل دیگه میشد من میتونستم با بچه هام از ...

خداروشکرلااقل من بچه ندارم.  بخاطر بچه هات هم شده آرامشت حفظ کن برو پیش روانشناس

عالیه

رها کردم و نهایت لذت و ارامش و از زندگی بردم  کاش زندگی زودتر سیلی هاش و میزد و ازاون همه نشخوار چن سال پیش خلاص شده بودم و انقدخودمو اذیت نمیکردم بخاطر هرحرف و رفتار و هرادمی ..

ویک دفعه کمتراز قبل اهمیت دادم .من به حرف ها .رفتارها.آمدن ها و رفتن ها.کمتراهمیت دادم .من حتی دیگر به اینکه اهمیت نمیدهم هم اهمیت ندادم💁.و سپس رها شدم و فصل تازه ای درمن شروع شد ..من حالا زندگی کردن را یادگرفته ام ..💎برای یک زندگی  ِخوب نبایدبه هیچ چیز و هیچکس وابسته شد !!! وابستگی فقط" درد"  دارد ...آدم  وابسته ! جایگاه "و ارزش" و شخصیتش "یادش میرود...! آدم وابسته : با دستان خودش" تحقیر" میشود....وابسته ک باشی محدود میشوی !!!  یبار دیگه داستان زندگیت و مرور کن🌐 خیلی جاها واقعا نمی ارزید ...🌼  اون همه ناراحتی .. اون همه عقب افتادن ..اون همه حرص خوردن ..اون همه اشک ریختن... از این به بعد یادبگیر  کمتر خودتو و روح و روانت و اذیت کنی ...! (من زیبایی و توی عمیق ترین دردها پیداکردم..)💚 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792