خیلی ساله باهم آشناییم
سالی یکی دوبار از دور دیدیم همدیگرو
اینم بگم خیلییی اذیتم کرده
نمیدونم اسمش بی جنبه بودنه یا نه ولی هر روز ک صحبت میکردیم ی چیزی میگفت ک ب من برمیخورد
بعد با اینکه ی جور وانمود میکنه قصدش جدیه ولی من حس میکنم واقعا نیست
تو شهر خودمون نمیگه بیا همدیگرو ببینیم
بعد الان تاریخ مشهد رفتنمون باهم هست
من با خانوادم میرم اون با دوستاش
همش اصرااااار ک بیا حرم همدیگرو ببینیم
من با اینکه مذهبی نیسنم ولی همش با خودم میگم حرم حرمت داره امام رضا حرمت داره یعنی چی بریم همدیگرو ببینیم
ولی خودش ک به ظاهر خییلی مذهبیه
اصرار ک ببینمت همشم ب شوخی میگه دیدمت دستتو بگیرم؟ یا بریم بازار بریم بستنی بخوریم
قشنگ اینارو میگه حس میکنم آب نبوده وگرنه شناگر خوبی بوده