بچه ها تو اتاق نصف بچه ها دندان و نصف دیگه پرستاری هستیم. من و دوستام که دانشجوی پرستاری هستیم همکلاسیم و اونا زیاد تو اتاق کار میکنن. 👀
بچه های دندان از سه تاشون فقط یکیشون زیاد تو اتاق کار میکنه، بقیه کم کار میکنن و طفره میرن.
منم از همشون کوچیکترم، درسته راحت طلبم ولی کارها رو انجام میدم. میگن چرا بقیه کارا رو نکردی؟ مثلا روی میز تمیز نکردی؟ میگم خب شما هر چی بگین انجام میدم. میگن خب اینا رو باید بدونی دیگه. میگن کم کار می کنی. میگم ظرف ها رو هر وقت میگین می شورم، اتاق رو هر وقت بهم بگین تمیز می کنم.👌🏻
بچه های اتاق همه ظروف رو یک باره کثیف می کنن😐 و تقریبا هر یک دو روز کل ظروف باید شسته شه. منم دیدم کار گروهی سخته، خواستم کارهای خودم رو خودم انجام بدم و همکاری نکنم چون هم کار سختتر هم انتظارات بالاتر میره. دو نفرشون پشتم حرف میزنن و راجبم بد میگن باعث شده بقیه اتاق هم نسبت بهم بدبین باشن. درحالیکه من هیچ کاری باهاشون ندارم.🥲
منم دیگه خودمو می گیرم، زیاد تو جمعشون نیستم و باهاشون زیاد حرف نمیزنم و کاری ندارم.👌🏻 از این به بعد تو اتاق هر روز فقط یکی دوبار یدونه بشقاب و قاشق می شستم و راحت شدم. جارو هم نوبتی. بقیه کارام خودم. اونقدر راحت شدم.
تازگیا واسه ترم بعد دیدم همه برا خودشون اتاق جداگانه گرفتن و یکی دیگه رو جام گذاشتن.😶
دلم شکست راستش💔
البته دیگه قراره انصراف بدم و ترم بعد دانشگاه نمیرم واسه همین دیگه مهم نیس واسم.