اکیپمون ۵ نفرس
یکیمون متاهل
به اصرار خیلی زیاد خودش زباد میریم خونش
ناهار معمولا از بیرون میخریم یا حاضری میخوریم یا خودمون میبریم
ولی اونحا من همش استرس دارم حتی ظرفای از شب قبلشم میشوزم
جارو میکشم چون اول زندگیشه به شدتتتت نامرتب و بلد نیست هرشبم سر تمیری دعوا میکنن
حتی سالاد و دسر شبش هم گه همسرش میاد اماده میکنم و بهش یاد میدم
ولی بقیه بچه هاومیشینن تکووون نمیخورن
شاید فقط فنجون قهوه خودشون و بزارن تو سینک
یکیشون گفت فلانی خیلی کار میکنه دلم میسوزه براش
منم گفتم خب عزیزم میایم میخوریم باید جمع کنیم