اولین اینکه احتیاط شرط عقله درست باید باید احتیاط کرد نباید خوشبین بود
دومین موضوع من ٢١ سالمه تقریبا اون زمانی ک یعنی یکی دوماه قبل ماهانه ده میلیون یا ٨ تومن درامدم بود
تمامش خرج بچه ها میشد خیلیی خیلیی عاشق بچه ها بودم نه دیده بد داشته باشم نه
یه حس مادرانه ک تو بچگی به عروسکامون داریم
و چون مجرد بودم دوست داشتم لباس بچه میدیدم میخریدم اسباب بازی خوراکی
یه حس مادرانه واقعا از سر همین حس اینکارارو میکردم
خیلی حال روحیم و حال دلم اون لحظه خوب بود اینکارارو انجام میدادم هیچ بچیم برام فرقی نداشت واقعا از همسایه تا به فامیل
من مادر نیستم .
ولی جوری بچه رو بغل میگرفتم همه میگفتن چقدر خوب بلدی ما با دوتا بچه اینجوری مراقبت بلد نیستیم
انگار تو ذاتم که جذب بچه ها بشم
کل اون ٨ میلیون حقوقم همش و همش خرج همینا میشد
موند از نگاهای زن همسایه فهمیدم فک میکرد برای اینکه نظر شوهرش جلب کنم به بچه اش خوراکی لباس میگیرم
از یکیم شنیدم
کلاااا دورشون خط کشیدم دیگ نه محل دادم نه کادویی خوراکی هیچی
خواستم بگم بعضیا ادم قضاوت میکنن
من از درونم عاشق بچه هام
دختر به روزیم هستم یه دهه ٨٠ امروزی .
حتی یادمه از این قرآن کوچیکای تزیینی یه عالمه خریده بودم
هر بچه ایی بیرون میدیدم میدادم بهش نه میشناختم نه چیزی جذب میشدم
خلاصه بعضیا از خوبیا تهش سرابه فکر بده چون تو زندگیمون از کسی محبت خالصانه ندیدیم فکر بد میکنیم
حالا شاید اون آقا ٣٦.٣٧ ساله چون بابا نشده اونارو بچه های خودش میبینه محبت میکنه روزاشم اینجوری میگذرونه
بالاخره ادما دنبال حسرتای توی دلشونن چطور اونا رفع کنن
حتی شده بصورت واحی و خیال
درسته بچه نداره
ولی یجوری دلش و اروم میکنه
باز میگم نباید خوش بین بود ادمیزاده دیگه ممکنه چیزای دیگه ایی تو سرش باشه یا برعکس جز مهربونی و محبتم چیزی توی قلبش نباشه......