2777
2789

خواب دیدم قشنگ سرجام بلند میشم خیلی واضح ولی اختیار داشتم قشنگ همه چی همونجوری بود که تو واقعیت بود خونه همونجوری بود از سرجام پاشدم با زانو درد و در حیاط و باز کردم خیلی طبیعی بود طوری که وقتی در باز کردم حس کردم بابام توی دنیای واقعی میبینه که یه در باز شده رفتم تو حیاط از حیاط رفتم بیرون رفتم تو کوچه دستم رو دوبار بالا پایین کردم پرواز کردم رفتم تو هوا شهر دقیقا عین شهر خودمون بود ولی یه چیزایی خیلی فرق می‌کرد بعضی ساختمونا و مدل خیابونا که اونم خودم تو ذهنم هی سعی می‌کردم شهر رو تغییر بدم مثلا ساختمونای کشورای مختلف گذاشتم وسط شهر بعد هی میرفتم خونه مردم و .... بعد دوباره این روند تکرار میشد حتی چشمانم باز میکردم تو دنیای واقعی چک میکردم فوری خوابم می‌برد تا چشمم میبینم سعی میکردم از جام بلند شم بار دوم دیگه خیلی حس کردم دارم از جام بلند میشم و بابام میفهمه هی نشستم ولی از جام دوباره پاشدم و رفتم بعد که چشام باز کردم دیدم اینم خواب بود و من هیچ حرکتی نکردم! نمیدونم کیا فهمیدن ولی اختیارش دست خودم بود خیلی عجیب بود دوستدارم بازم ببینم راستی یه فرکانس خواب شفاف هم دیدم قبل خواب! نمیدونم شاید اثر قرصامه! وای مامانمم الان یه صدای عجیب و وحشتناکی داد داره خواب میبینه داره هی میگه راستش بگو پدسگ🤣 وحشت کردم خیلی صداش ترسناک شده عین تسخیر شده هاست 

منم خواب پرواز زیاد میبینم😍

قشنگ اون حس هیجان و پرواز کردن رو دارم

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

منم خواب پرواز زیاد میبینم😍قشنگ اون حس هیجان و پرواز کردن رو دارم

فکر کنم ادمای کمالگرا بیشتر از اینجور خوابا میبینن

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز