اصلا با این قضیه چجور کنار بیام اونی که روزای اول خودشو به آب و آنیش میزد
میگفت بری میمیرم
خودمو میکشم .حق نداری بری و اگه یه روز نبودم زنگ میزد
الان دوماهه ازم خبر نداره
راحت کنار گذاشته شدم
دلم داره از جا کنده میشه
بخاطر اعتمادی که بهش کردمو خودمو بهش سپردم
حالم خیلی بده
انگار هروز که میگذره داغ دلم تازه تر میشه