از یه کارمند پذیرش خوشم اومده بود. خیلی خوش برخورد و مهربون بود اونجا میرفتم وسط کارای پزشکی و نگرانیم لبخندا و برخورد خوب اینو میدیدم دلم اروم میگرفت 😿 دیگه میخواستم حتی مطرح کنم باهاش ک ازت خوشم میاد، حلقه م نداشت. ولی قبلش شک کردم رفتم درباره ش تحقیق کردم فهمیدم متاسفانه متاهله. 😕
حالا الان رفت و آمد دارم هنوز اونجا برا کارام. ولی نمیدونم چرا هر وقت میخام برم پذیرش استرس میگیرم. با اینکه برعکس قبل، میرم باجه های دیگه و باجه اون دیگه نمیرم ولی اونم اونجاست بغل همکاراش. اخه اون که نمیدونه هیچی، من چم شده چرا باید دلشوره بگیرم چیکار کنم 😕😐🥴