دلم میخواد زنده بمونم
زندگی کردن رو تجربه کنم
اما گاهی تنها راهی که میبینم جلوی روم همینه
امیدی به درست شدن زندگیم ندارم
هربار بدتر و ناامیدکنندهتر میشه
انگار دست وپام رو میبندن وپرتم میکنن تو یه سیاهی غلیظ و چسبنده
نمیتونم تکون بخورم
نمیتونم هیچ نوری ببینم
سخته
زندگی میخوام