خودشم کلا تعادل روانی نداشت مجرد بود که بخاطر اخلاق مامانمه ازدواج هم که کرد شوهرش چند سال بود جداشده بود از زنش با یک بچه الان پنج سال گذشته خودشم بچه داره زن اول مدام شکایت نفقه میکنه خونه هم گرفته از شوهرش
بچه خودشم حرف نمیزنه همه چیش نرماله فقط حرف نمیزنه شوهرشم زیاد وضع مالی خوبی هم نداره ناراحتم واسش البته با منم قهره گفته خونم نیادمن همیشه ساپورت مالی میکردم بقیه خانواده هم گفته نیایید