واقعا ندادن و چقدر شوهرم ناراحت شد که چقدر اتش نشان مظلومن
من به چشم میدیدم انقدر هوا گرم بود پیکرهارو در می اوردن این حرفها گفتن نداره روحشون شاد
یسری هاشون زیاد تو اوار مونده بودن بخاطره گرما اوضای بدی داشتن و چون اینا مسئول در اوردن شون بودن شاید چندبار شوهرم حموم میرفت بازم خودش بو گرفته بود
و بدتر از همه اینا تمام مرخصی هاشون لغو شده بود
میگفت میدیدم جنگنده ها قشنگ از بالای سرمون رد میشدن