امروز کار داشتیم باهم رفتیم بعد وقت کردم دیدم از در وارد میشیم ذکر میگه
از در خارج میشیم ذکر میگه
سوار ماشین میشیم ذکر میگه
یکیو میبینه به ظاهر که مشکل داره براش ذکر میگه
امروز صبح زود رفتیم برام لقمه گرفته بود 😍😂
یه جوری بهم محبت میکرد که مادرم تو این ۲۰ سال نکرده 😭