بیاین تعریف کنین اعضای خونوادتون چجورین؟
برای من مامانم: یه زن بد دهن و کتک کار. اعصابتو قهوه ای میکنه. اعتماد به نفستو داغون میکنه. حسودی هم داره بین بچه هاش فرق میذاره انتظار داره همه ی کارای خونه رو من انجام بدم هرموقع میخوام چیزی بگم میگه تو چی هستی اخه نظرت مهم باشه سر هرچیزی بهم میگه همسرت طلاقت میده میندازتت خونه ی من منم قبولت نمیکنم و میندازمت تو کوچه میگه بعد ازدواجت فکر کردی میام بهت کمک کنم؟ کورخوندی یه بار یه نفر بهش گفت دیگه دعواش نکن فردا که رفت سر خونه ی خودش نمیاد پیشت و نمیذاره بری خونش گفت من میرینم وسط خونش یکی دو بار گفته الهی عروسیت عزا بشه
یه بار به یکی گفته بود دخترم شانس داره شوهرش بهش محبت میکنه شوهر من به من محبت نمیکرد
تا میخوام تو خونه خوراکی بحورم میگه به شوهرت بگو برات بخره نمیذاره بابام بهم پول توجیبی بده میگه مگه شوهرشی و کلی اخلاق مزخرف دیگه
فوق العاده وسواسیه از وقتی دانشجو شدم و بیمارستان رفتم از لباسام چندش میشه از وقتیم نامزد کردم از خودمم چندشش میشه(میگه نجسی غسل جنابت گردنته)
بابام: نمونه ی بارز یه مرد ایرانی_ترک. شکاک(دلمو خون کرده) کتک کاار یه بار نوک چاقو رو تو کمرم فرو برد چندین بار جلو همه(حتی پسرا) تحقیرم کرده کتکم زده حتی الانم گاهی سیلی میزنه بهم اینم بین من و ابجیم فرق میذاره همیشه به حرف مامانمه مامانم هم اونو علیهم میکنه بابام هم از من بیشتر بدش میاد. گاها جلو نامزدم جوکیر میشه باهامون با لحن مردسالارانه حرف میزنه از غذای مامانم ایراد میگیره جلو نامزدم و...
انقد عجله داشتن برا ازدواج کرذنم تا ۲۰ سالم شد خواستگار راه دادن به خونه و بدون تحقبق کافی گفتن مرد خوبیه باهاش ازدواج کن و همسرم اینا هم اصرار داشتن چندماه اشنا بشیم درحالیکه اینا قبوب نکردن چرا؟ گفتن عیباتو میبینه ازت بدش میاد عیبام چیا بودن؟ هیچی لاغر بودن، کم حرف بودن و نامرتب بودن(نامرتبیم هم به علت اینه حالم تو این خونه خوب نیست) نمیذارن شب برم پیش نامزدم بخوابم میگن ازت بدش میاد عیباتو میبینه تنکار که من کوری کچلی مج و کوله ای چیزی هستم
خواهرم: یه دختر چندش ازخودراضی و خودخواه و جیغ جیغو که به خواهرکوچیکترم یاد میده ابجیت با نامزدش میره بیرون خوراکی میخوره برا ما نمیاره
واقعا از این خونواده بدم میاد
هیچی به همسرم نمیگم میخوام در اینده باهاشون کمترین رفت و امد رو داشته باشم
شما هم درباره خونوادتون بگین احساس تنهایی میکنم