2777
2789
عنوان

اگر توی اخبار خوندید مادری خودش و بچه اش را کشت منم

| مشاهده متن کامل بحث + 341 بازدید | 30 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

پسر منم خیلی شیطون بود،در حدی که اطرافیان و فامیل بهم میگفتن خدا صبرت بده, اما الان که کمی گذشته م ...

چند سالگی بهتر شد پسرتون؟

این روز به روز داره بدتر میشه

تازگی دیگه میرم تو خیابون وسط پیاده رو میشینه نه راه میره نه بغل

مطمئنم خدایی که من رو خاص کرد با این بیماری ، توان خاصی هم بهم داده که از پسش بربیام 🎗🎗🎗 
۲ سال و ۲ ماهشه.هیچییییشاید ده دقیقه بزور۲ سال و دو ماهه نه روز دارم نه شب

ببرش خانه بازی. براش استخر توپ بگیر فعالیت کنه.. دیگه بچه همینه شیطنت و فعالیت زیاد.. منم پسرم شیطون باردارم هستم گاهی واقعا تحملم تمام میشه. 

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست. آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست👌🏻

بنظرم بهترین راه موقت که بتونی یکم خودتو از این وضعیت نجات بدی اینه که صبح ها

 بذاریش مهد حتی شده برای یکماه تا حداقل دوسه ساعت در روز یکم به آرامش برسی

عضویت 98،،، سه بار تعلیق م کرد بی تربیت.... نی نی یار رو میگم
عزیزم بعضی بچه‌ها بدقلقن...ولی خب چه میشه کرد؟!الان خیلی کوچولوعه ولی از یه سنی به بعد بفرستش مهد... ...

از حوصله افراد سالم هم خارجه من که بیماری هم دارم بکنار

از بچگیش خیلی سختی کشیدم سر راه رفتنش راه نمیرفت اینقدر کار درمانی بردم اینقدر گریه کرد تا راه رفت

سر غذا خوردنش هنوز باید میکس کنم خیلی از غذاها رو

خواب درستی نداره شبا تا صبح پنج شش بار بیدار میشه گریه میکنه

خواهر حتی از گفتنشونم خسته ام

مطمئنم خدایی که من رو خاص کرد با این بیماری ، توان خاصی هم بهم داده که از پسش بربیام 🎗🎗🎗 
بنظرم بهترین راه موقت که بتونی یکم خودتو از این وضعیت نجات بدی اینه که صبح ها بذاریش مهد حتی شده برا ...

کاش بمونه اونجا. خیلی وابسته منه

ک ساعتم خونه مادرم نمیمونه بهونه من را میگیره

مطمئنم خدایی که من رو خاص کرد با این بیماری ، توان خاصی هم بهم داده که از پسش بربیام 🎗🎗🎗 
چند سالگی بهتر شد پسرتون؟این روز به روز داره بدتر میشهتازگی دیگه میرم تو خیابون وسط پیاده رو میشینه ...

الان سه سال و سه ماهشه،میتونم بگم حدود ۷,۸ ماهی میشه بهتر شده

حالا الآنم یه دنده بودن و شیطونی های خاص خودش رو داره ها...

ولی خیلی حرکاتش بهتر شده،مثل پرت کردن وسیله سمتمون،کتک زدن خواهرش،گریه های شدیدش و.....


از حوصله افراد سالم هم خارجه من که بیماری هم دارم بکناراز بچگیش خیلی سختی کشیدم سر راه رفتنش راه نمی ...

ببین بچه‌ها اکثرا این سختیا رو دارن دائم مراقبت میخوان

الکی که نیست موضوع تولد یه انسان دیگه و بزرگ کردنش و آموزش دادن و تربیت کردنش و مراقبت کردن ازش... بچه دار شدن خیلی سخته

برای شما قطعا سختتره بخاطر شرایط خودت...باید کسی کمک حالت باشه

حتی در حد کم...

انشاءالله زود خوب میشی عزیزم این سختیام خاطره میشن

کاش بمونه اونجا. خیلی وابسته منهک ساعتم خونه مادرم نمیمونه بهونه من را میگیره

نگران نباش عزیزم.بذار مهد تا کم کم وابستگیش هم کم بشه.اونا خودشون می‌دونن چه جور با بچه رفتار کنن تا کمتر اذیت بشه روزهای اول.




عضویت 98،،، سه بار تعلیق م کرد بی تربیت.... نی نی یار رو میگم

منم یک روزی مثل تو بودم دخترم از 20روزگی شروع کرد به گریه طوری که رودست من بزرگ شد شب روز رو دستم بود یک روز میخواستم از طبقع چهار بندازم البته دوبار ازبس گریه اذیت تو غربت هم بودم این روزها رد شد تا 5سابگی لج باز وگریه خیلییییی تا اللن که 12سالشه وشده دست راست من واروم به حرف گوش کن اینو گفتم بدان بعد از هر سخای اسانیه یک روز بچه ات همدمت میشه وعاقل

کاربر جدید نیستم سال ۹۷فعالیت دارم متاسفانه به خاطر الطاف بعضی از دوستان چند بار معلق شدم دوباره اومدم مادر دو پسر ویک دختر نازم تجربه به اندازه خودم دارم حرف اضافه نمی‌زنم و بیشتر خواننده هستم حالا که خوندی یک صلوات برای ظهور بابا مهدی جان بفرست ،،،🥰😍 

پسر منم همین‌جوری بود از بس گریه می‌کرد من هی از این دکتر به اون دکتر می رفتم

تا دکترا بهم حالی کردن که بد قلقه

نه خواب داشت نه غذا می‌خورد من سر هر وعده غذاش یه نذر کوچیک می‌کردم تا این چند قاشق بخوره

مهد هم نموند، اصلا هیچی فایده نداشت،

این راهکار دوستان که گفتند رو به منم می‌گفتن، آب بازی ، استخر توپ، بازی با نخود لوبیا....ولی هر کدوم فقط ۱۰ دیقه فایده داشت پس بقیه روز چی؟

تازه مثلا من کلی وقت می ذاشتم که وسایل رو بیارم و آخرش ریخت و پاچ ها رو کثیف کاری ها رو جمع کنم و بشورم واسه ۱۰ دیقه !!! اغلب اوقات کار من بیشتر از بازی اون بود

به خدا وقتی صبح چشماش رو باز می‌کرد می‌گفتم وای حالا چیکار کنم، امروز رو چطور سپری کنم😢

تو خیابون خودش رو می‌انداخت رو زمین همه نگاه می‌کردن، می بردمش پارک با چه عذابی 🤐

اینا رو ولش کن فقط آروم باش

اینا می‌گذره پسرم ۱۳ سالشه فوق العاده باهوشه

هر جا می رم دور سرش می‌گردن

مدیر مدرسه اش می‌گه علی جان منه قلب منه

در و همسایه هر وقت منو می بینن فقط می‌گن خدا برات نگهش داره

هنوزم تو خونه با هم بحث داریم ها 

بد غذا و کم خوابه ولی ارومه حرف گوش کنه

بهت می‌گم درست می‌شه باور کن

من دو تا بچه دارم 

دومی اینجوری نبود ، من سر دومی دیگه حساس نبودم 

سر اولی برای پوشک، پستانک،  شیر ، غذا ، خواب همه چیز و همه چیز رو می‌خواستم زود و خوب پیش بره

سر دومی بی‌خیال بودم

درواقع مشغله های اولی نمی‌ذاشت رو دومی حساس باشم

بچه دومم خیلی آروم بود و همه کارهاش رو خودش انجام می‌ده

یعنی اولی هنوزم وابسته است از بس من دنبالش دویدم ولی دومی کاملا مستقل بار اومده 

تو هم بی‌خیال باش، یکم نسبت به ریخت و پاچ خونه و خرابکاریهاش بی‌خیال شو 

درست می‌شه

به صورت تدریجی


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز