کلی خرج قلم چی و گزینه دو و این کلاس واون کلاس و همه چی کرد که کنکور قبول بشم علارقم تلاش هام قبول نشدم و مایه سرافکندگیش شدم (همیشه اینو بهم میگه)
شکست عشقی خوردم وچون کسی پشتم نبود ونمیدونست کلی ضربه روحی خوردم که تا عمر دارم جای زخما رو تنم میمونه
پدرم هرگز محبت کلامی بهم نکرد ونمیکنه چون معتقده دختر نیاز ب محبت نداره
کلی درد جسمی گرفتار شدم تو سن کم که سرتون رو درد نمیارم...
کلا حس میکنم تو این زندگی پیر شدم واقعا پیر شدم احساس سرافکندگی شدید دارم