اینکه والدینم در حال جدا شدن بودن و چند روزی تا سر و سامان گرفتمون رفتیم خونه پدربزرگم
پدربزرگم گفت شمارم جلوی سگ بندازن من برام مهم نیست حتی مادربزرگم میخواست غذا بده بهمون گفت چرا براشون داری غذا میریزی
چند باریم منو دعوا کرد و از خونه منو انداخت بیرون
من بخشیدمش اما نتونستم این لحظه رو از زندگیم پاک کنم حتی ۱۵ ساله داره میگذره از اون ماجرا
خلاصه مراقب رفتارامون باشیم💔💔💔💔💔💔💔💔