دوستم متاهل و دو تا بچه داره و خیلی خانم باوقار و با حیاست و اصلا نگاه به کسی نمیکنه و حجابش هم خوبه جلف نیست
تو شهر من یه مرکز خرید بزرگ هست که همه خریداشون از اونجا انجام میدن
دوست منم خرید هاش رو از اونجا انجام میداد تا اینکه یکی از فروشنده های اونجا شروع میکنه بهش نخ دادن اما دوستم محل نمیده اصلا
تا اینکه این فروشنده با دوستاش میگه من از این خانم خوشم امده اما نخ بهش میدم میفهمه اما محل نمیده
یکی از دوستای فروشنده پدرشوهر دوستم رو میشناخته
به جای اینکه به دوستش بگه این خانم متاهل و بچه داره تا دوستش دست از سر دوستم بردار
رفته به پدرشوهرش گفته
پدرشوهرش هم رفته اون فروشگاه و شکایت کرده اون فروشنده رو اخراج کردن
دوستم میگه ابروم رفت حالا همه میگن این ادم خوبی نیست
کاش نمیرفتم اونجا خرید
میگه من باعث اخراج یه نفر شدم
میگه حتما من رفتارم جوری بوده که این اقا رو از راه به در کردم
یا از این دست حرفا و ....
میگه حالا دیگه میتونم از خونه برم بیرون
دوستم فقط به بهانه خرید از خونه میرفت بیرون و تو شهر غریب و هیچ فامیلی نداره تو این شهر جز خانواده شوهرش