2777
2789
عنوان

وای من اصلا اخلاقم با مامانم جور در نمیاد چیکار کنم

| مشاهده متن کامل بحث + 281 بازدید | 29 پست
چرا از بعضی پدر مادرا اینجورین مگه ما خواستیم ب این دنیا بیاییم که این رفتارا رو با ما میکنن

بخدا قسم میخورم الان که پیرا ازاد میارم یجوری به من اخم و تخم میکنه اصلا موقع غذا خوردن حس میکنم من اضافیم ناخوداگاه بهم تلقین شده تو این خونه حقی ندارم انگار یجوری منت میزاره سرم

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

چی بگم امیدوارم این چیزا بینتون کمتر شه خودتو بهش نزدیک کن احساست رو باهاش در میون بزار

نمیتونم واقعا یکاری کرده از بچگی ازش دوری میکنم

اصلا تا حالا حس واقعیمو نتونستم بهش بگم میترسم یبار نزدیکش بشم بغلش کنم گریه کنم از دردام بگم 

چون بعدش از حرفام اونقدر سو استفاده میکنه همونارو میکوبونه تو سرم

بخدا قسم میخورم الان که پیرا ازاد میارم یجوری به من اخم و تخم میکنه اصلا موقع غذا خوردن حس میکنم من ...

پیرا آزاد تراز کل چقدر میخواد؟ 

یه دختر باید شبیه پروانه باشه....                               دیدنش زیبا؛گرفتنش سخت!!🦋💜
منم اصن اخلاقم به مامانم نمیخوره بدم میاد از اخلاقش دست خودمم نیست بیست ساله این خسو بچدرموردش دارم ...

دقیقا همینهههههههههه 

واقعا حتی یبارم نشده حرف دلمو بهش بتونم بزنم

همش دارم دروغ تحویلش میدم مثل سگ ازش میترسم

نمیتونم واقعا یکاری کرده از بچگی ازش دوری میکنماصلا تا حالا حس واقعیمو نتونستم بهش بگم میترسم یبار ن ...

برای این تجربه ای که داری واقعا متاسفم عزیزم): ❤️

البته تو تنها نیستی خیلیا مثل توان 

خدای خوبم؛ این شعر بخشی از احساس تازه‌ی من نسبت به تو رو بیان میکنه:  " مرا هزار امید است و هر هزار تویی/شروع شادی و پایان انتظار  تویی  /بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت /چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی/دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند / در این سرا تو بمان ای که  ماندگار تویی/شهاب زودگذر لحظه های بوالهوسی است /ستاره ای که بخندد به شام تار تویی /جهانیان همه گر تشنگان خون من اند/ چه باک زان همه دشمن چو دوست دار تویی /دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا  هزار امید است و هر هزار "تویی"شاعر:سیمین بهبهانی

عزیزم فقط میخواد بهترین باشی اما راهشو بلد نیست

بابا با سرکوفت زدن هرچی استعداد و اعتماد به نفسم که داشتم از دست دادم

ببین من روزای قبل با بابام کلی تو جاهای شلوغ تمرین کردم خوب بودم مامانم که اومد فکر کن تو جایی که سگ پر نمیرنه نمیتونستم رانندگی کنم اونقدر سرم داد زد تحقیرم کرد فکر میکردم اصلا از ماشین چیزی نمیدونم

بابا با سرکوفت زدن هرچی استعداد و اعتماد به نفسم که داشتم از دست دادمببین من روزای قبل با بابام کلی ...

من هرچی از خواهر برادر و پدر مادر خوردم در عوض خدا بهم‌مردی داد که هرچی اعتماد بنفس بود رو به سمتم سرریز کرد

خدا برات خیر بخواد و بهترینا برات باااشه

بخدا قسم میخورم الان که پیرا ازاد میارم یجوری به من اخم و تخم میکنه اصلا موقع غذا خوردن حس میکنم من ...

ببخشیدا ولی ب ی ورت 

ما چ گناهی کردیم تو این بدبختی و وضع بد مملکت باید صدمون رو بزاریم پیشرفت کنیم اونوقت از پدر و مادرمون هم بکشیم؟

والا چقد دیگه باید راضی‌شون نگه داریم 

خودشون مگه چی شدن از تو زندگی که انقدر از ما انتظار دارن؟

سطح دغدغه هیچکس مسخره نیست؛ موضوع اینه که ما از اون سطح گذشتیم یا هنوز بهش نرسیدیم.

بابا با سرکوفت زدن هرچی استعداد و اعتماد به نفسم که داشتم از دست دادمببین من روزای قبل با بابام کلی ...

میفهمم 

منم با همسرم همینجور میشم گاهی 

بهتره تسلط به خودت یاد بگیری

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   bano_deli  |  10 ساعت پیش
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  21 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  20 ساعت پیش