مثلانمونش همین امروز
من دارم کلاس رانندگی میرم گفتم هر جلسه که مربی یاد داد میام با بابام تو ماشین خودمون تمرین میکنم
حالا امروز مامانم خودشو انداخت وسط منم میام هرچی بهش گفتم نیا اومد
حالا من أصلا مربی بهم سربالایی رو یاد نداده مامانم گفت برو سربالایی رو یاد بگیر گفتم نه مربی یاد میده به زور گفت نه برو هی میخواستم روشن کنم ماشین سرازیر میشد به پایین
بعدش اصلا انگار خوشش میاد تو هر موقعیتی منو تحقیر کنه بگه هیچی نمیشی
گفت تو حتی راننده خوبی هم نمیشی خنگی من از تو بهترم رفت پایین
اصلا نمیدونم مشکلش با من چیه اصرار داره بگه تو هیچی نیستی
بابا خب مربی با راهش بهم یاد میده راحت یاد میگیرم تو با جیغ و داد میگی من خودمو گم میکنم هرچی میدونستمم یادم میره
اصلا دیگه ازش حس خوبی نمیگیرم گفتنش بده ولی اینقدر از بچگی سر درس و مدرسه هم همین کارو باهام کرده ازش بدم میاد
اصلا یادم نمیره سر امتحان اگه یه غلط داشتم چقدر کتک میخوردم ازش