دیشب انقد گریه کردم ک امروز صبح نتونستم برم بیرون از بس چشمان پف داشت
صبح بزور از جام پاشدم و هی گریم گرفت....
خوابیدم و بیصدا گریه کردم و صداش زدم.
یه نشونه میخاستم
یه خبر خوب
یه اتفاق جدید
ولی ناامید بودم
رفتم حموم.یه تصمیم جدی گرفتم ک همه چیو سختتر میکرد.میگن زنها بعد گریه تصمیمای جدی میگیرن....اومدم بیرون ....و حدود نیمساعت بعد تا الان دارم اشک خوشحالی میریزم.... یه خبری بهم رسید🥺
امام حسین طاقت نیاورد ناراحت بمونم بهم نگاه کرد ینی؟🥺🥺💔
قربونت برم آقا .من هیچوقت سعادت نداشتم زائرت باشم و همیشه حسرت خوردم گفتم حتما منو دوس نداری اما امروز نگاهتو حس کردم آقا 💔💔💔
من پدر دلسوزی ندارم تو برام پدری کن
منو بپذیر فک کن یه پرنده ام ک گیر افتادم تو تله
گناهمو نبین بیچارگیمو ببین و از خدا برام راه چاره بخواه....
همین نگاهتو ادامه بده دستمو بگیر و ول نکن😭
میشه یه صلوات هدیه بدین یه سیدالشهدا ❤️❤️❤️