2777
2789

بردیمش بیمارستان. دکترها نابلد بودن بچم خیلی اذیت شد تو بیمارستان. کلی خون ازش رفت.

شب قبل از عملش من بهم حمله ی عصبی دست داد. خودم سه تا آرام بخش بهم زدن.

دو روز بعد وقتی بچم مرخص شد رفتیم خونه ی مادر شوهرم. سر سفره جلو شوهرم بهم گفت تا میتونی قرص اعصاب بخور. گفت خودتو ببند به قرص اعصاب.

درصورتیکه من اصلا جلوش کار یا حرف یا حرکت ناجوری انجام ندادم. تو بیمارستان هم که دچار حمله ی عصبی شدم فقط همسرم بود و کسی بجز اون نبود.

خیلی بهم برخورد. به خاطر اینکه بیمارستان تو شهر بود و ما شهرستان هستیم مجبور شدیم چند روزی خونه ی مادر شوهرم باشیم تا بچم بهتر بشه.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اخه میگی جای ادرار.الهی بچه چه دردی کشیدهمنم پسر دارم مجاری اداری یکیشو جراحی کردم

ببین ناحیه ختنه گاهش بریده شده بود و کلا کبود شده بود آلتش

تو کوچه با دوچرخه بوده که بچه همسایه هولش میده میگه برو از کوچه ی ما


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792