بابام خیلی ادم پولدار ولی گشنه گدا بود مثلا مرغ و گوشت و اینا واسه خونه نمیخرید من بعد ازدواجم هر وقت غذای خوب میخوردم خونم یهو یاد مامانم و خواهرام میوفتادم که چی خوردن الان گریم میگرفت
یا هر وقت شوهرم طلا میخرید یا چیز گرون میخرید یاد بابام میوفتادم که به مامانم میگفت نونی که بهت میدم از سرت زیاده
یا شوهرم که نوازشم میکرد یاد بی مهریای بابام نسبت به مامانم میوفتم
بغض میکنم